تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ | 23:21 | نويسنده : niki

Understanding Kdrama: Cute Things Couples Do

Personal Taste

Whether it's Baek Jin Hee and Yoon Kye Sang wearing matching bunny sweatshirts in "High Kick 3" or Lee Min Ho and Son Ye Jin donning matching pastel polo shirts in "Personal Taste," you may have seen a kdrama in which couples decide to dress alike. And you may have wondered whether this really happens in Korea.

It does happen. It's part of the way some couples show their affection for each other and let the whole world know they are dating.

In Korea, some say, love means matching clothes. The trend is so popular that some Korean department stores sell matching male/female outfits to simplify the shopping process.

Like Us on Facebook

What other cute things do couples do? If you have seen a couple exchanging rings on a kdrama, you might think that it is similar to giving someone an engagement ring or at the very least "going steady," but it usually works a little differently in Korea. It's a sign of commitment but it doesn't always mean you plan to marry.

Couple rings are often given on the hundredth anniversary of the day you started dating. In other parts of the world that might be considered early to be buying jewelry. Besides the hundredth anniversary of being a couple, there are more days that couples celebrate with gifts and activities. Koreans have adopted the European tradition of Valentine's Day but there it's usually girls that give men chocolate. That's why Ga Eul bought Yi Jung a Valentines' Day present in "Boys Over Flowers."

But aside from Valentine's Day, there's White Day on March 14, the day on which men give women candy. In contrast, on Black Day, April 14, single people hang out together and eat jjajangmyeon, the black noodle dish.
On Peppero Day, November 11, men give chocolate covered biscuit sticks known as pepperos to the girls they love. There is also Diary Day, Rose Day, Kiss Day and Silver Day, Green Day, Photo Day, Wine Day, Movie Day and Hug Day. As you might guess, roses are given, couples go to parks and movies, and couples kiss and give hugs to honor these occasions. And if that were not enough, Christmas is considered a special day for couples That's why it's considered sad to be alone on that day, especially if you are part of a couple. In "Mary Got Married," Mae Ri feels sorry for Jung In because he is alone and goes to his apartment to dine with him.

And if you wonder how it's possible to remember all these anniversaries between all the shopping you have to do for matching clothes and showing off your rings, there is apparently an app for that.

تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ | 23:20 | نويسنده : niki

Lee Min Ho And Park Shin Hye Are Filming In California

Park Shin Hye and Lee Min Ho


Kdrama fans that live in the Los Angeles area should be on the lookout for signs of Lee Min Ho. The actor and his "The Heirs" co-stars Park Shin Hye and f (x)'s Krystal are on their way to the U.S. West Coast to film some of the drama's scenes.

The SBS drama, "The Heirs," will film in California for about three weeks, shooting scenes in Los Angeles and in Malibu to illustrate the luxurious lifestyle of the drama's rich young characters. Lee Min Ho has been practicing surfing for this role, so a good place to spot him might be riding the waves on Malibu's beaches.

Like Us on Facebook

Most of the main characters in the "Gossip Girl" style drama are the high-school-age heirs of wealthy and powerful families. Lee Min Ho, whose last drama was "Faith: The Great Doctor," plays Kim Tan, a student at an exclusive upscale high school, while Park Shin Hye, who was last seen in "Flower Boys Next Door," plays Eun Sang, the daughter of a deaf housekeeper. And yet they meet and wind up at the same high school. Cinderella story, anyone?

"The Heirs" is one of the year's most anticipated dramas for two reasons. Writer Kim Eun Sook is the writer responsible for the hit dramas, "Secret Garden," "Lovers in Paris" and "A Gentleman's Dignity." And the show has acquired such an appealing cast of up and coming actors.

Choi Jin Hyuk, who was recently seen as the mountain spirit Wol Ryung in the hit drama "Gu Family Book" will play Lee Min Ho's older brother. The drama's cast also includes Choi Won Young, Kim Woo Bin, ZE:A's Park Hyung Sik, Kang Ha Neul and CNBlue's Kang Min Hyuk.

Choi Won Young last appeared in "Dating Agency: Cyrano," Kim Woo Bin became popular after "School 2013," and Park Hyung Sik did a great job acting in "Nine: Nine Time Travels." Kang Na Heul appeared in "Two Weeks," "Monstar," and "To The Beautiful You." Kang Min Hyuk last appeared as a playboy in "My Husband Got A Family."

The drama began casting early in the year and has snagged so many desirable actors that some drama officials complained there was no one left to cast in other dramas. It was also said that some of the actors now in the cast asked writer Kim Eun Sook if they could appear in "The Heirs" because the supporting roles in her dramas are so well developed.

"The Heirs" will air in October.

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ | 14:19 | نويسنده : ♡♪yoona♪♡
گفتم یکم فضا از سوپر جونیور دراد


جسیکا و سانی در این عکس عشق شان رو نسبت به یک شخصیت کارتونی یعنی باب اسفنجی نشان دادند.
سانی این عکس رو اپلود کرده همراه با این پیام که من و جسیکا عاشق باب اسفنجی هستیم.
این عکس در هنگامی که دختران دارن باب اسفنجی رو می ب.وس.ن گرفته شده است.

مترجم: ミ♥:.ღ yeganeh .ღ:♥ミ
منبع:انجمن هوادران کی پاپ

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ | 10:38 | نويسنده : niki

با سلام D:

اول از همه، نبینم کسی داره غصه میخوره و اینا... شیوون قویه و خیلی زود حالش خوب میشه.

با خودمم هستم :| براش دعا میکنیم... همینکه از نظر روحی خوب و شادِ خیلی خوبه^^

همگی فایتیننگ*_*

ب جاش پاشیم بریم بهش رای بدیم خوشحالش کنیم! والا!

شیوون توی 3 قسمت World Music Awards کاندید شده.

سوپــ.ـر جونیور هم توی ی قسمت هست.

اول برین ب لینک زیر:

سوجو برای Best Group نامزد شده،

شیوون هم برای Best Male Actor, Best Entertainer, Best Live Act .

ک توی عکس زیر میبینین،

روی هر قسمت کلیک کنید و روی عکسشون کلیک کنید،

ی صفحه مث این باز میشه. همه قسمتا رو پر کنین و  حواستون باشه تیک I agree to terms&conditions رو هم بزنین.

بعدم بعدم رای میدین!

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ | 10:15 | نويسنده : niki

پسر گل خسته من

همیشه بخندی مادررررررررررررررر

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ | 9:51 | نويسنده : niki
هنگ کنگه شیوون

با من حرف نزین اشکم درمیاد ها

ببینید پاشو چیکار کرده...
اصلا نمیخوام تو کار کنی
چقدر این اس ام نامرده که یه ذره استراحت نمیده
چقدر خود شیوون شده با این موها

بیخود هم تعجب نکن ...من فعلا ناراحتم

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ | 9:47 | نويسنده : niki

"آروم و ساکت... پر از آرامش"

خب خدار رو شکر :| همه چی آرومه :| نگران نباشین، مهم اینه ک الان اقلا حس خوبی داره 

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ | 9:39 | نويسنده : niki

  فن آرت گوگولیه دیگه! گفتن نداره :|

3 تا دیگه ادامه! البته این گوگولی ترینشون بود! اونا ملایمن خیلی :دی

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ | 22:47 | نويسنده : niki

یک دختر کارتن خواب اهل منچستر انگلیس موفق شد به دانشگاه کمبریج راه پیدا کند. این دختر 17 ساله چند ماه قبل از امتحانات ورودی به دانشگاه سراسری دچار بحران خانوادگی شد بطوریکه مجبور شد مدتی در خانه دوستش اقامت کرده و بعد از چند روز آواره خیابانها باشد.
به گزارش پارس،پرداد به نقل از بیوتی نیوز نوشت: در کمال ناباوری همگان این دختر موفق شد در امتحان تستی و عملی و مصاحبه این دانشگاه معتبر پذیرفته شده و از سال جدید تحصیلی دانشجوی آنجا باشد.

او که اکنون زندگی اش کاملا متحول شده و هنوز باور نمیکند به این دانشگاه راه پیدا کرده است میگوید : من همه این موفقیتها را مدیون معلم کالجم هستم. او وقتی شرایط مرا فهمید و چون میدانست شاگرد درسخوانی هستم از من خواست به کالج برگردم و در امتحانات شرکت کنم. او بهترین مشوق من در زمینه ادامه تحصیل بود.
او اضافه میکند: سخت ترین کار مصاحبه با مدیران کمبریج بود. اگرچه همه معلمان در طول دوران تحصیلم معتقد بودند من میتوانم در آکسفورد و یا کمبریج پذیرفته شوم اما هنوز هم این اتفاق را باور نمیکنم.
او اکنون در یک رستوران شبانه ،هفته ای سه شب مشغول کار است و توانسته است یک اتاق کوچک اجاره کرده است. او که قرار است در رشته روانشناسی ادامه تحصیل دهد امیدوار است بتواند آینده بهتری داشته باشد.

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ | 22:13 | نويسنده : niki

چند تا عکس از تراول بوک سوجو


تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ | 22:12 | نويسنده : niki

آپدیت تو ییتر شیوون ، 17 آگوست:

یه سال از وقتی روز استقلال اندوزی رو تبریک گفتم میگذره

فیلم hide and seek عالیه (همه جوایز رو درو میکنه) . نونا Jungheeهم همه جوایز رو میبره

من هنگ کنگم..حال ال اف ها چطوره؟

من تازه اومدم هاااااااااااااااااااا...میذاری اخلاق آدم یه روز سر جاش باشه یا نه؟؟؟
چجوری رفتی تو؟؟؟...تو چمدون کسی قایم شدی؟؟؟؟
اینجوری همه حواستون جمع بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب مراقب این بچه بودین..خووووووووووووووووب

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ | 22:11 | نويسنده : niki

هه: شیوون کی میرسیم؟ خیلی خستم و دیگه نمیتونم نفس بکشم

وون: اِ.. لی دونگهه، من میدونم تو استقامتت زیاده، چرا مث آدمای ضعیف رفتار میکنی، تازه ما هنوز 15 متر هم راه نیومدیم!

[وای خدا دونگهه رو =))) 15 متر اومدن کلا =)) ]

وون: بعد از اینکه از این تپه گذشتیم تازه فهمیدم ک زندگی مردم اینجا چقدر سخته، تازه ما از راه ماشین رو بالا اومدیم.

.... منظره ی اون پایینو ببین، مث نقاشی میمونه. 

دونگهه! همونجا وایسا و تکون نخور، ی عکس ازت میگیرم.

هه: باشه شیوون. همینجا وایسم؟

وون: نه، ی کم برو عقب، ی کم دیگه، آره همونجا وایسا و تکون نخور. دونگهه ی ما فقط کافیه آروم همونجا بایسته تا مث ی پوستر ب نظر برسه.

وون: او~~ چرا دستام اینقد میلرزن؟

هه: شیوون دیوونه بازی در نیار! اگه دوربین بیفته پایین دیگه نمیتونی برش گردونی!

[دیگه ببینین اوضاع چجوری بوده ک دونگهه!!! دقت کنین دونگهه ب شیوون میگه دیوونه بازی درنیار =)) ]

وون: باشه، عکسه واقعا خوب دراومد.

هه: شیوون حالا تو همونجا وایسا و تکون نخور.

وون: خب. دونگهه بهتره درس عکس بگیری.

هه: خب، سعیمو میکنم.

وون: دونگهه چرا صدات آروم شد؟ ترسیدی؟

هه: نه، ولی نمیدونم چرا اشکم داره در میاد!

وون: دونگهه ب منظره ی پایین نگاه کن.

هه: باشه، ولی میگم شیوون، ارتفاع اینجا چقدره؟؟؟

وون: میگن 600 متر بالاتر سطح دریاست!

هه: اِ، اون رو ب روییمون الان فرود اومد. فقط همینجوری بپرم پایین؟ چیزیم ک نمیشه، نه؟

[دَدی.......... نترس بپر، کیف میده DDD: ]

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ | 22:8 | نويسنده : niki

من قشنگ میترسم ازتون دیگه میخوام عکس بذارم!!!

میزنین ترورم میکنین شیوون بی بابا میمونه.... 

ب هر حال الان اومدم دو تا عکس بذارم و اتمام حجت کنم دیگه DDD:

ربوده شدن دونگهه توسط مینی و لحظات آخرش با شیوون :))

جان من از همین زاویه ببینین شیوون چ شکلی شده =))

خب بسه دیگه،

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ | 22:7 | نويسنده : niki

بعد در گیف آخر ب حالت کیو دقت نمایید.... برمیگرده و با چهره ای ک عذاب وجدان درش داد میزنه شیوونو نگاه میکنه!

و شیوون اصصصصصلا توجهی ب این مسائل نشون نمیده، پیش خودش فک میکنه ک حالا بعدا تو خوابگا حساب جفتتونو میرسم!



دو تا گیف دیگه؛

در یک طرف شاهد چهره ی بهت زده و چشمان از حدقه دراومده ی شیوون هستیم ک اگه عمیق تر موشکافی کنیم میتونیم آثار ذوق رو در اون پیدا کنیم، 

و در طرف با واکنش عجیبی از طرف کیو روبه روییم! 

ینی چی الان؟!!!

مشخصه ک ذهن این دو تا گل نوشکفتمون با ی پیشنهاد بی شرمانه رو ب رو شده،

در واقع حدس ما اینه که ی عامل محرک بیرونی فکر مشترکی رو ب ذهن وونکیوی عزیز ما آورده ک این واکنش ها رو با خودش ب همراه داشته...

کیو داره میترکه از ذوقی آمیخته با خجالت.... آنقدررررر عمیق ک توانایی نگاه کردن ب شیوونو از اون گرفته!

شیوون میگه چطور ی همچین چیزی....؟؟؟؟ بعد برمیگرده ب کیو ک تایید اونو بگیره ک میبینه کیو هم بلـــــــــــه...!!

خب تا جلسه ی تفسیر بعدی شما رو ب خدای بزرگ میسپارم!

تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ | 21:10 | نويسنده : niki
سلام من یونا نویسنده جدید این وب هستــــــــم و با اولی آپم اومدم


کیوهیون کــــــره رو برای اجرای موزیکال سه تفنگدار، به مقصد ژاپن ترک کرد.

16 آگوست، کیوهیون با تیپ فرودگاهیش تو فرودگاه کیمپو حضور پیدا کرد. اون قراره که از 16 آگوست تا نوزدهم برای موزیکال سه تفنگدار اجرا داشته باشه. تو این موزیکال هنرمندان دیگه ای مثل جون کی از گــروه 2PM، چانگمین از 2AM و سانگ سئونگ هیون از اف تی آیلند حضور دارن.

برنامه ریزی شده بود که این موزیکال از 10 آگوست تا بیست چهارم تو سالن بزرگ Shibuya Bunkamura در ژاپن برگزار بشه.


تاريخ : جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ | 11:51 | نويسنده : niki

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ | 11:50 | نويسنده : niki

یسونگ و شیوون و دونگهه....

یســـــــــــــــــــــونگ... پوگوشیپدا!!!

سه تا عکس گوگولیِ دیگه ادامه...

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ | 11:43 | نويسنده : niki

عکسای bless...

همش با این کلاه خوشگله... تو دو تا عکس ی شکل نیس DDDDD:

وسطشم خوابش گرفته بعد دوباره بیدار میشه ولی D:


تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ | 22:37 | نويسنده : niki

شیوون در حال خرید تو هنگ کنگ...عکس های توپ
شیوون تو هنگ کنگ جز خرید چیکار کرده به نظرتون؟؟؟؟
یه عالمه چونه زده واسه یه بت من
حتما حالا هم کل بازار رو زیر پا گذاشته بن تن بخره

اینو خیلییییییییییییییییی دوست دارم

خب خوشت نیومده نخر بچه...این کارا چیه جلو صاحاب مغاززززه

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 18:22 | نويسنده : niki

جونگ مین توی ویدئوی که گفته بود در جواب طرفداراش گفت: من معذرت میخوام...نمیدونستم که اینقدر طرفدار توی ایران دارم که من و ساپورت میکنن...واقعا" بخاطر این اتفاقات اخیر متاسفم...حالا من میدونم که باید بخاطر طرفدارامم که شده زنده بمونم و براشون اهنگ بخونم...ازتون میخوام که همیشه ساپورتم کنین...عاشقتونممم...^^
موضوع از این قراره یکی از طرفداران ایرانی برای جونگمین خود کوشی کرده  اون طوری که من فهمدم عزیزان

آپلود عکس

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 18:11 | نويسنده : niki

این دختر باباش پلیس بوده پدرش در درگیری با خلافکارا کشته میشه
امروز روز فارغ تحصیلی این دختر است
پلیسا اومدن تو جشن فارغ تحصیلی مهدکودک دختر همکارشون تا جای خالی پدرشو تو جشن پر کنند Heart

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 18:9 | نويسنده : niki

ﺍﺯ ﺩﻫﻪ 50ﺑﻪ ﻗﺒﻞ:
اقدس / ﺍﮐﺮﻡ/ ﻣﻠﻮﮎ/ ﺑتوﻝ/ ﮐﻮﮐﺐ/ ﺳﮑﯿﻨﻪ/ ﻓﻮﺯﯾﻪ / خدیجه / عصمت / رباب

ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 60:
ﺯﻫﺮﺍ/ ﻓﺎﻃﻤﻪ/ زینب / ﺣﺪﯾﺚ / سهیلا / ﻟﯿﻼ‌ / ﺳﻤﯿﻪ / محبوبه / افسانه

ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 70:
ﻫﺎﻧﯿﻪ / مینا / ﺁﺭﺯﻭ / ﻣﺮﯾﻢ / ﺳﺎﺭﺍ / ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ / ﮐﯿﻤﯿﺎ / ﺁﺗﻨﺎ

ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 80:
/ ژابیز / ﺁﯾﺴﻮﺩﺍ / ﮊﯾﻨﻮﺱ / ﺳﯿﻨﻮﺱ / ﮐﺴﯿﻨﻮﺱ / ﭘﺎﻧﯽ / ﺷﺎﺩﻧﻮﺵ / ﭘﺎﺭﺳﯽ ﮐﻼ‌ / ﺯﻣﺰﻡ / دلستر / آپادیپا ...

ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩ ﺩﻫﻪ 90 ﺑﺮﺳﻪ ... Laughingsmiley

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 18:9 | نويسنده : niki

میخوام با روح و روانتون بازی کنم

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 18:4 | نويسنده : niki

ايشون دکتر کريمي هستن استاد دانشگاه صنعتي اصفهان دانشکده مهندسي شيمي Laughingsmiley

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 18:3 | نويسنده : niki

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 17:58 | نويسنده : niki

تو آشپزی یه اصطلاح است که می‌گن:
«بذارید تا قوام بیاد»!
اصطلاح «قوام اومدن» به معنی سفت شدن و جا افتادن غذاست.
اما حکایت اون جالبه:
یه روز به قوام السلطنه گزارش می‌دن که ماست گرون شده، بازاریها ماست‌رو میدن کیلویی 1 ریال!
قوام اعلام می‌کنه: ماست کیلویی 10 شاهی؛ هر کی بیشتر بفروشه جریمه می‌شه!
چند روز بعد به قوام گزارش می‌دن كه بازاری‌ها آب می‌ریزن تو ماست، یه ماست آبکی درست کردن، اسمش‌رو هم گذاشتن «ماست قوام»، می‌فروشن کیلویی 10 شاهی!!
اما یه ماست سفت و خوب دارن، اون رو می‌دن کیلویی 1 ریال!
قوام با لباس مبدل میره تو بازار، به لبنیاتی می‌گه: 10 کیلو ماست بده؟
فروشنده می‌گه: ماست خوب بدم یا ماست قوام؟
قوام السلطنه می‌گه: ماست قوام بده!
اون هم 10 کیلو ماست بهش می‌ده، قوام به 10 تا از مغازه‌های بزرگ دیگه‌ی تهران هم سر می‌زنه و همین کارو تکرار می‌کنه؛
بعد دستور می‌ده در ده تا از میدون‌های بزرگ شهر فلک درست کنن، سره هر میدون یکی از فروشنده‌ها رو فلک می‌کنن؛ بعد دستور می‌ده از ساعت 8 صبح اونارو فلک کنن!
به گزمه‌ها دستور می‌ده پاچه شلوار فروشنده‌هارو محکم با کش ببندند، بعد ماست‌رو از بالا می‌ریزن تو شلواراشون، از بالا هم شلواراشون‌رو با بند محکم می‌بندند، بعد هم به جارچی می‌گه: به همه‌ی فروشنده‌ها بگید ساعت 6 عصر بیان تا ماست قوام‌رو نشونشون بدم!!
ساعت 6 عصر هم كه آب ماست‌ها از شلوار رد شده بود و یه ماست سفت و چکیده، توی شلوارها باقی مونده بود...
قوام می‌گه: این ماست قوامه!! کیلویی 10 شاهی؛ بعد هم بدنِ نیمه جون فروشنده‌هارو می‌کشه پایین!
از اون روز اصطلاح «قوام اومدن» در آشپزی رایج شده و وقتی می‌خوان بگن که بذارید تا آب غذا گرفته بشه؛ می‌گن: «بذارید تا قوام بیاد»!

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 17:54 | نويسنده : niki

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 17:43 | نويسنده : niki

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ | 17:39 | نويسنده : niki

آپدیت ال اف های زاپن، پیغام شیوون:

حالتون چطور؟
درمورد کنسرت توکیو، هنوز نمی تونم از فکرش بیام بیرون
الان جداییم، ولی قلب هامون همیشه باهمه..درسته؟
به زودی همدیگه رو می بینیم، منتظر باشید

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:48 | نويسنده : niki

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:43 | نويسنده : niki

بازهم هنگ کنگ
رفته چین کودک درونش بیش فعالی پیدا کرده
این عکس ها فقط یه چشمه اشه...فقط ببینید چقدرررررررررر ادا از خودش در میکنه این بچه
خب حالا من هیچی....به فکر اونا که دارن ازت عکس میگیرن باش خب...عکس میگیرن که یادگاری داشته باشن
نمیخوان آخرین عکس زندگیشون باشه که

خدایی...نه خدایی من چی میتونم بگم ؟؟؟؟ از اون بچه 5 ساله درونش هم گوگولی تر شــــــــــــــــــــده


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:41 | نويسنده : niki

"دخترای دیوونم ک فقط منتظر منین، ی کم صبر کنید، خیلی زود برمیگردم :^)"

(ب تایلندی توییتیده)

گیــــــــــــــــــــــــــــــــــــر سه پیچ داده ب این تایلندیا میگه پابو :|

بعدشم ژومی توییتیده این عکسو از خودش گذاشته:

شیوون بهش جواب داده ک:

"فک کردم این خودمم ژومی ک ک"

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:39 | نويسنده : niki

فن اکانت از هنگ کنگ D: مال پریروزه.

دیروز بعد از ناهار شیوون با بروبچ  فیلم رفت ی جایی و ساعت 4 بعد از ظهر برگشت هتل.

رانندش بهمون گفت ک شیوون میخواد برای شام بره سایکونگ (ی دهکده بیرون از شهره ک غذاهای دریاییش عالیه) تا برای شامش غذای دریایی بخوره

ساعت 6 حرکت میکنن. وقتی میرسن شیوون از طرفدارا میپرسه: "میخواین با هم غذا بخوریم؟"

همه میگن آره و اینا... بعد شیوون() میگه: "نه... بای بای" و میخنده.

 ( =)))))))) خوب اذیت میکنه بچمون )

 رستوران 2 طبقه بوده، همکف و طبقه اول. بروبچ فیلم طبقه اول رو رزرو میکنن، طرفدارا هم همشون میریزن طبقه همکف، چون بهشون اجازه ندادن برن بالا و از طرفیم میخواستن بذارن شیوون راحت ب کارش برسه دیگه.

خلاصه طبقه همکفو قرق میکنن طرفدارا!! (آقا این رستورانیه باید ی چی بده ب شیوون اینقد اونجا رو شلوغ کرده! والاااا)

بعد طرفدارا شامشونو میخورن میرن بیرون منتظر شیوون میمونن.

شیوون وسط کارش از جاش بلند میشه میاد دم پنجره بهشون سلام میکنه و دوباره میره میشینه.

وقتی شیوون میاد بیرون منیجره ب طرفدارا میگه پاهاشونو نذارن رو دمپاییای شیوون

(یکی بیاد منو جمع کنه =))))))))))))))))))))))))))))) 

آقا دمپاییاش بود تو فرودگاه ک ترکیده بود، بعد فنا گفتن روز بعد سالم بوده لابد ی نو پوشیده بوده

بعد الان گفته حواسشون باشه نرن روش =))))))))

وای نمیکشم من دیگه از دس این)

خلاصه ک بعد طرفدارا ب کاتونیز ب شیوون میگن خیلی خوش قیافه ست،

شیوونم ب همون کاتونیز بهشون میگه شماها خیلی خوشگلین.

(کاتونیز ک میدونین با چینی مندرین ک اینا همشون بلدن فرق داره! فرزندمون شیوونی ی کم کاتونیز هم بلده...)

همشون کتلت میشن داد و فریاد راه میندازن...

بعدم شیوون برمیگرده ب هتل ...

در کل گزارش شده ک مث اینکه حالش خیلی خوب بوده و میخندیده و اینا...D:

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:35 | نويسنده : niki

عیدتون مباررررررررررررررررک

خیلی دارم خودم رو کنترل میکنم که به هنگ کنگ آلرژی پیدا نکنم ...حالا مونده تا فیلمبرداری و اینا
ولی دیگه ...هیچی دیگــــــــــــــه

داری لوکیشن ها رو چک میکنی دیگه..نه؟؟؟؟
خرید اینا هم که اصلا نیست...فعلا هم که برنمیگردی
پسرم یه بار کفش بپوش بفهمن داری...یه بار فقط
اونا هرچی میخوا بپوشن، کشور خودشون اصلا میخوان پابرهنه بیان تو خیابون
دمپایی هم اشکال نداره ها..بپوش مادر...ولی یه بار هم کفش بپوش واسه نمونه

دارم حرف میزنماااااااااا...چی چی بای بای

راستی فردا کنسرت تایوانه هاااااا...ول کنید بچه روووووووو


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:30 | نويسنده : niki

خب بچه تو بلاد غربت دیگه اون زبون رو در نیار اینقدر..همین شکلی میمونه هااااااااااااا

بمیرم که کل دارائیش یه جفت دمپایی بیشتر نیست همه دنیا رو رو هم زیر پا گذاشت با این دمپایی هاااااا

چند تا عکس در دامــــه...

این شکلی نکن قیافه ات رو دلم بیشتر تنگ میشه

واااااااااا خب اینجوری هم نکن...دوز شیطونیات زده بالاهااااااااااااا

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:29 | نويسنده : niki

آقا اینجا هیوکی ی بنر اونهه از طرفدارا گرفته، روش نوشته: "عشق ما اونهه"

با افتخار ب شیوون نشون میده ک ببین، اونهه ست 

بعد شیوون اینجا معلوم نیس، ولی این شکلی میشه: 

بعد میره ی بنر وونکیو میگیره... ی پوزخند میزنه ب هیوکی ک "هعه "

کیوم داره در گوش کانگین میگه ک جمعش کن این شیوونو من خجالت میکشم!!!

شیوون : 

اونیوک هم دیگه حرفی برا گفتن نداره، فقط داره فک میکنه ک ی برنامه ای بریزه رو شیوونو کم کنه!!

هنری و ژومی هم تمام مدت   "چی میگن اینا؟؟؟ " کلا نگنجیدن!

آهان راستی دونگهه! دونگهه سعی میکنه خودشو خارج از باغ نشون بده! برخلاف همیشه ک واقعا تو باغ نیس،

اینجا کاملا تو باغه!!! و با حرکت شیوون حال نکرده کلا! از اونجایی ک شیوون و کیو رو هر دو رو مال خودش میدونه احتمالا!

دونگهه رو اونهه، شیهه، کیوهه شیپر بدونین ینی!



تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:28 | نويسنده : niki

ی عکسا هم خیلی شدیده من نمیتونم کامنت بذارم در موردش :|


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:25 | نويسنده : niki

آقا این پسره ها، یو سونگهو، همینکه تو عشق درس و آرانگ و اینا بود! خب شناختین؟

شیوونم ک یادتونه؟ 

هیچی دیگه، ملت رفتن عکس یابیدن از دوران طفولیت این دو تا!!!

8 ساااااااااااااااااااااااال پیش تو ی سریال بازی کردن با هم...!

 دیگه اینکه 6.5 سال اختلاف سنی دارن با هم...

دیگه همه کتلت شدن ک چقدر کیوت و بامزه بودن هردوشون و از این صحبتا!

آهان سریاله هم Precious Family بوده سال 2005 مال کی بی اس.

اینم عکسش:

تاريخ : جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:22 | نويسنده : niki

آپدیت توییتر شیوون، 7 آگوست:

لطفا رو صورت من چیز بنویسید

من فقط بفهمم کی همچین هنرنمایی کرده
البته خب اول خلاقیتش رو تحسین میکنم...میخواستی با زاویه بهتری عکس بگیری

بالاخره بت من و موتورش رو خریدم(مجسمه اش) الان خیلی هیجان زده ام

کفش چی؟؟؟؟ خریدی؟؟؟ برو کفش بخر به جا این کارااااااااا

بله..الان این احساسیه که من دارم

کوچولوی گوگولیه من..بت من خریده خوشحاله

تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ | 12:9 | نويسنده : niki

پرس کنفرانس سوشو5 بانکوک

به به چه پســـــــــــــری...خعلـــــــــــــی خوب شده

چرا مینی این گل سرش رو برنداشته؟؟؟؟؟؟؟؟


شما به شیوونش توجه کنید

آقا به شیوون توجه کنید دیگه
خدایی چرا مینی گل سراش و برنداشته؟؟؟؟؟

اینم چون بامزه اس میذارم
معلوم نیست دونگی داره چه چاخانی یکنه که کیو این شکلی شده

دیدین داشت چاخان میکرددددددددد...اینقدر که شیوون وارد عمل شد